تبليغاتX
مهربانا
انتظار بی خود نه از خود نه به خود
دیدن اشک های پی در پی  ...مثل آبشاری می مونه که حالا حالا ها نمی خواد قطع بشه...

از کجا به کجا؟

 داستان بلند و غم انگیزی داشت......

دلم می خواست باهاش گریه کنم ...اما

اما اما اما   یه چیزی جلو مو می گرفت...

من؟ من؟ من؟ باعث شدم؟!

دوباره خونه ی اول

 به خودم میگم به این خونه که هر دفعه می رسم یه چیز تازه پیدا می کنم و می کنم؟!

شاد   یه نخ سیگار......

ناراحت  پیک مشروب....

غمگین   پل هوایی....

دیونه اما عاقل   =   تیغ....

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 18:10  توسط آ فريده شده  | 

تا كي..............؟

                                 مرگ 

لطفا توجه:

zire 18 nakhonnand

تا حالا شک ندارم جند دفعه ای  برات  پیش امده به خودت بگی ...: (دیگه رسیم ته خط ...دیگه امیدی نیست ......)

ای لعنت به این روزگار تقدیره  منو میبینی ؟.....کاش دست خودم بود

دارم غرق میشم و هیچ کس اگر هم بخواد نمی تنه کمکم کنه

تو همون روزا بود كه بايد فراموش مي كردم تو همون روز بود دست از همه چيز بريدم پا روي عشقم

گذاشتم و ديگه نديدمش درسته بعضي موقع ها دلم پر مي زنه اما قلاده ي دلم دستمه و

مي كشمش به بيراهه

اول ها فكر چاره بودم ...بن بست ها جلوم صف مي كشيدند

بعد به فكره خلاصي ... 

اول بايد وابستگي هامو جدا مي كردم ...

سخت بود ...نمي شد...چرا نمي دونم ؟

اما بلاخره جراتم گل كرد ..  

خود كشي

اما نشششششششششششششششششششششششششششششششششد

حالا دست از پا دراز تر منتظرم كه بياد ...

مرگ

 

2 نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 17:58  توسط آ فريده شده  | 

سکوت همیشه جاوید...... کلام بگو

  آدمی که با یه آمپول پر زنده میشه و با یه آمپول خالی میمیره

راهها را نتوان شناخت  حتی اگر چندین بار بروی و برگردی.....هر دفعه در گذر راه چیزی نو تر

از قبل  که دغعات قبل دقیق ندیده بود....

انسان عاقل بالغ .....به کدامین اشتباه و خطا احساس برتری دارد؟

 عمل دیده شنیده...ویاد برده که گفتار نیک در کردار نیک ..

از سوی تو ای شنیده ام از تو گویم که اسیری در چشمان من یرای تو زره ای نیرزد..

سکوت همیشه جاوید کلام بگو... بگو از آن چه درون خود فریاد می زنی ..رعشه زنی که چه؟

به تاخت برو ... بتاز  و پیغام رسان من باش ...بر بالین باد ... بر اسب سپید .....بر فرش جادو

از صبح دم بگو از تازیانه های آن..... هنوز بر روی دیوار خروس خوان ؟  هنوز آواز شهر ناله؟

هنوز بادیه غربت؟ من گمشده ی تقدیمم . روز که در عالم  و شب در  خیال پرورم ...

زره ای اندیشه نماند  و به کار نه آرد..چون هر چه که قصد در بازگو دارم  هضم و مقشوش

ذهن میشود که چه دیر نیست که از کلام بیفتم ...

اندکی صبر تامل ..من نیز می آیم ...گذر کرده ها رفتند و می دانم که باز نمی گردند ...

به دیده گفتم نظر از آدمیان بگیر و بر خاک انداز ..

زيبا ترين كلام چيست؟آن چه تو پسند كني ديگر آدميان..آخرين كلام چيست؟

به سپردن ختم مي شود؟پس سپردم به هر كه سپردي...

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 17:42  توسط آ فريده شده  | 

دیوانه وار......

دیوانه وار......

من آن عاشق دیروزم که امروزم به دیروزم نمی بازم ...

              به یاد آور  چه در رخم ماندی ؟

                                          به یاد آور چگونه در کلام  خواندی ..

                    مثال دیدنی ها گفتی و رفتی ....

                                                 صدای پر کشیدن ناز خفتی ...

           عجب دارم هنوزم  در نگاهت سوخت ..

                                             نسیم ساز  دل این گونه  آموخت.....

           که هرگز آن چه بودم بر نیفروختم ...

                                       همی از آن چه گفت من نیز فراموختم....

                           که همواره بسی بس یک صدا....

                        به لطف توست آری.. ای خدا

2 نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 19:23  توسط آ فريده شده  | 

توهم

All that I'm living for
All that I'm dying for
All that I can't ignore alone at night

I can feel the night beginning
Separate me from the living
Understanding me
After all I've seen
Piecing every thought together
Find the words to make me better
If I only knew how to pull myself apart

All that I'm living for
All that I'm dying for
All that I can't ignore alone at night
All that I'm wanted for
Although I wanted more
Lock the last open door
My ghosts are gaining on me

I believe that dreams are sacred
Take my darkest fears and play them
Like a lullaby
Like a reason why
Like a play of my obsessions
Make me understand the lesson
So I'll find myself
So I wont be lost again

All that I'm living for
All that I'm dying for
All that I can't ignore alone at night
All that I'm wanted for
Although I wanted more
Lock the last open door
My ghosts are gaining on me

Guess I thought I'd have to change the world
To make you see me
To be the one
I could have run forever
But how for would I have come
Without mourning your love

All that I'm living for
All that I'm dying for
All that I can't ignore alone at night
All that I'm wanted for
Although I wanted more
Lock the last open door
My ghosts are gaining on me

Should it hurt to love you
Should I feel like I do
Should I lock the last open door
My ghosts are gaining on me

ذات 


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 21:13  توسط آ فريده شده  | 

خود گفت

سوال کرد : به خودت افتخار می کنی؟   گفتم : نه

گفت : وقتی افتخار می کنی که هستی و می دونی که می تونی که هم زندگی کنی و هم

 اگه

 تونستی زندگی ببخشی.....

گفتم کار سخت و به من میدی ؟

گفت این مسیر و همه رفتند ..تو هم برو ....

گفتم نمی خوام مثل بقیه باشم ....

گفت مسیر که یکیه خلاف جهت آب شنا کردن خطاست...میگی نمی خوای مثل بقیه باشی عیبی نداره

شنا کردن و حد اقل یاد بگیر...

حتی این که چه جوری شنا می کنی هم مهم نیست ..اون مهمه که تو  به خط پایان برسی....

گفتم هنر حرف خوب داری ..عملت هم مثل حرف زدنته؟

گفت....دیگه نگفت ........!!!

یه لحظه صبر

2 نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 15:53  توسط آ فريده شده  | 

باز دوباره
 

 

                                دنیایی  از مفهوم

                                                            برای من ............

ادامه مطلب..........


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 17:33  توسط آ فريده شده  | 

سلام

سلام

یادم رفتم آره می دونم ولی خیلی سخته مثل الان..... اومدنم یه جوریه و نیامدنم یه جور....

منو که میشناسی خدا بنده ی  هیچ کس به جز تو  نبودم .....

تو این مدته خیلی چیزا رو دیدم و باورم نشد چون باورم تویی .تو که تنها معشوقه ی منی

اعتقاد  داشتن به اعتقادات هنره كه .....هر چند غلط يا درست ..

دونستن  يا ندونستن   هم مهم شده و هم پوچ 

 خدا اگه دونستني ها رو مي دونستيم با اين كه الان باز نمي دونيم كه نمي دونيم ....

پس چرا  دونستني ها رو از اول نداشتي .. يا گذاشتي كه  هر كي ارزش بيشتر داشت  بدونه

بعضي ها نمي دونند ولي ميدونند كه نمي دونند ..

ولي خيلي ها ادعايي در دونستند دارد كه از پوچي ها پوچ ميشه ..

اين در اعمال يا رفتار ها آشكاره .. ميگن آدميزاد حدي براي خود داره يا  بهتر بگم همون ظرف

خدا...ظرف منو از خودت پر کن..... شده باشه تو جیبام هم بریزم میریزم.

یه چیز برای خودم باور شده . من عطش عشق دارم ..شاید خیلی وقته تشنم ..از اون

تشنگی ها نیست که آدم حتی با یه پارچ آب سیراب بشه خیلی ها تشنه بودن تشنگیه ی من

با همه فرق می کنه.... تشنگیه ی غریزه کجا وتشنگی من کجا

        جالب این جاست اولین برداشت منحرفه  دومین برداشت تائمله

                                 سومین برداشت به خود طرف بستگی داره


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 12:40  توسط آ فريده شده  | 

شايد بر گشتم
 

شاید بر گشتم 

                     دعا کنید برام

2 نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 17:52  توسط آ فريده شده 

دوباره......... از تکرار برای تو خسته نمیشم
سلام....مهربونم

میدونم نمی خواد بگی ..خودم هم خجالت میکشم......

ولی ..ببین خیلی ها چشم ندارند ببیند  حسودیشون مشیه

تا حالا ندیدند که بنده ای برای خداش درد و دل کنند .....

هر کی میاد میگه:

هی طرف دیوانست .....مریضه

اگه این مریضیه من دوست دارم همیشه مریض بمونم...

دیونگی نعمتیه که خدا به هر کسی نمیده

                                            ادامه مطب


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 20:9  توسط آ فريده شده  |